ماه عشق من محرم
هر سال برای تو سیه می پوشیم در دسته ی عاشقان علم بر دوشیم ما، بعد هزار و چارصد سال هنوز با یاد لب تو آب را می نوشیم...
چهارشنبه 21 آبان 1393 

شهادت امام حسین امام حسین روز عاشورا روز عاشورا چگونه گذشت

اندرزهاى پیش از نبردامام حسین علیه السلام براى پیش گیرى از نبرد و خون ریزى نیروهاى دو طرف ، تلاش زیادى به عمل آورد و از هر راه ممکن مى خواست از کشتار مسلمانان جلوگیرى نماید و خون کسى بر زمین نریزد.

الف – قبل از شهادت امام حسین علیه‌السلام:

1 – تنظیم سپاه:
امام حسین علیه السلام پس از نماز صبح ، سپاه خویش را که متشکل از 32 تن سواره و 40 تن پیاده بودند، به سه دسته تقسیم کرد. دسته اول را در بخش میمنه ، دسته دوم را در بخش میسره و دسته اى را میان آن دو قرار داد.

فرماندهى بخش میمنه را به ((زهیر بن قین )) و فرماندهى بخش میسره را به ((حبیب بن مظاهر)) واگذار کرد و خود در وسط دو سپاه مستقر شد و بیرق سپاه را به برادرش عباس بن على علیه السلام معروف به قمر بنى هاشم سپرد

و خیمه ها را در پشت سر قرار داد. عمر بن سعد نیز سپاهیان جنایت پیشه خود را به چند گروه تقسیم کرد. وى ، فرماندهى بخش میمنه را به عمر بن حجاج ، فرماندهى بخش میسره را به شمر بن ذى الجوشن ، فرماندهى سواره نظام



   

img/daneshnameh_up/e/e6/h4.jpg
 حسین علیه السلام در روز عاشورا پس از شهادت علی اصغر، کودک شیرخوارش، شمشیرش را از نیام بیرون کشید، در برابر سپاه دشمن ایستاد و اشعاری به این مضمون خواند:
« من فرزند علی مطهر از خاندان هاشم هستم. افتخار می‌کنم و این افتخار برای من بس است.
جدّم رسول خداست، بهترین انسان روی زمین، و ما مشعل‌های نورانی الهی در میان خلقیم.
مادرم فاطمه فرزند احمد است و عمویم جعفر طیار که دو بال پرواز دارد.

کتاب خدا در میان ما نازل گردیده و هدایت و وحی در ما به خوبی ذکر می‌شود.
ما امان خداییم برای همه مردم؛و این مطلب را آشکارا و پنهان در میان مردم بیان می‌کنیم.
ما صاحبان حوض کوثر ایم و دوستان‌مان را با جام رسول خدا سیراب می‌کنیم و این سخن را جای انکار نیست.
پیروان ما در میان مردم گرامی‌ترین پیروانند و دشمن ما در روز رستاخیز زیانکار است.»__
آن گاه مبارز طلبید و هر که در برابرش قرار گرفت، به خاک هلاکت افتاد؛ عده زیادی از پهلوانان دشمن را به جهنم فرستاد تا وقتی که دیگر هیچ‌کس جرأت به میدان آمدن نداشت.


چهارشنبه 21 آبان 1393 

دیگر بار، محرم فرا رسید و دلهای احرار و آزادگان جهان به سوی حسین بن علی (علیه السلام) متمایل گشت و چشمانشان به واقعه عاشورا دوخته شد؛ واقعه‌ای که 1362 سال از وقوع آن می‌گذرد؛ اما هنوز، هر سال در سالگشت وقوع آن، نه تنها مسلمانان و شیعیان، بلکه تمامی آزادگان را به سوی خویش جلب می‌کند. اما به راستی چرا پس از 13 قرن، همچنان محرم با یاد حسین بن علی (علیه السلام) گره خورده و هنوز عاشورا از صفحه تاریخ کنار نرفته است؟ چرا هر ساله در سالروز قیام حسینی، مسلمانان گرد هم می‌آیند و در عزای حسین بن علی (علیه السلام) و یارانش مغموم می‌شوند؟ و چرا این واقعه تاریخی همچون صدها و هزاران رویداد تاریخی دیگر، به دست فراموشی سپرده نشده است؟ اینها همه سؤالهایی است كه در سر آغاز تأمل در قیام عاشورا به ذهن خطور می‌کند. ما در این مجال در جستجوی یافتن حقیقت جاودانگی قیام عاشوراییم و اینکه آیا پس از گذشت 13 قرن و پای نهادن در عصر کنونی، باز هم بشریت نیازمند عاشوراست تا یاد آن را حفظ کند و یا اینکه واقعه عاشورا، واقعه‌ای محدود به برهه‌ای خاص از دوران زندگی انسانهاست و بازنگری عاشورا و تجدید یاد و خاطره آن، صرفا امری عاطفی و غیر معقول است؟

در ابتدا به بررسی این موضوع می‌پردازیم که هر چند این واقعه عظیم پس از سالیان متمادی، همچنان باقی است؛ اما آیا می‌توان فرض نمود که در قرون آینده، و پس از سپری شدن مدت زمانی دیگر، به دست فراموشی سپرده شود و یا اینکه فرض فراموشی این قیام، فرضی است باطل؟

آنچه در اولین نظر و مطالعه در واقعه عاشورا به چشم می‌خورد و جلب توجه می‌نماید، انگیزه ماورای مادی این جنبش عظیم است. حسین بن علی (علیه السلام) از سر آغاز قیام خویش و حرکت از مدینه، و حتی قبل از آن، نه تنها به عدم پیروزی مادی خویش آگاه بود؛ بلکه از شهادت خود و اسارت خاندانش اطلاع داشت و بارها، از طریق اخبار غیبی توسط پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و علی (علیه السلام) از شهادت خویش با خبر گشته بود؛ و این نکته‌ای بود که افراد مختلف نیز در مواقف متعدد، با او در میان می‌گذاشتند؛ اما او همچنان بر هدف خویش که انجام وظیفه خطیر الهی و احیای دین و سنت نبوی بود، اصرار می‌ورزید. آیا انگیزه جاه و مقام برای قیامی که از نقطه آغاز، سرانجام آن یعنی کشته شدن در راه حق مشخص است، قابل تصور است؟



دوشنبه 19 آبان 1393 

حضرت حاج آقاسيد وليّ الله طبسي رضوان الله تعالي عليه  فرمودند:
در اواخر دولت عثماني كربلا غرق در بلا و ابتلا و گرفتاري بود و اهالي آن با حكومت (در واقعه حمزه بيك كه معروف بود) در مجادله بودند.
من با چند سر عائله در نهايت فقر و سختي بسر مي برديم . ضمناً هر هفته عصرهاي جمعه روضه مان ترك نمي شد و هر چه كه مي توانستم و اقتضاي حال بود و لو خرما به مجلس مي آوردم . يك هفته اي قدري خرماي زاهدي براي مجلس ذخيره كرده بودم ، از قضاء چند نفر از اعراب توابع كربلا كه از ترس جنگ به  آقا حضرت عباس (ع) پناهنده شده بودند، مهماني به منزل ما آمدند. (چون خانه ما در جوار آن حضرت بود). در خانه چيزي نبود مجبور شدم با خرماهاي زاهدي از آنها پذيرائي كنم .

 

 46.jpg


چند روز از اين ماجرا گذشت ، صبح جمعه شد، رفتم توي فكر روضه و تهيه وسائل آن ، به خانه يكي از رفقاء رفتم كه دو قران از او قرض بگيرم ، ولي متاسفانه نداشت ، وقت برگشتن وارد صحن حضرت سيدالشهداء (ع) شدم ، با خودم گفتم :

 

غنيمت است تاينجا كه آمديم يك زيارتي هم بكنم . بعد از اينكه از حرم بيرون آمدم ، با ازدحام مردم كه از طرف خيمه گاه به طرف صحن بود. مواجه شدم ، چون منزل آسيدعلي مسئله گو از توپ صدمه ديده بود، متزلزل شده . و از صداي تخريب آن مردم خيال كردند توپ ديگري زده شده لذا ازدحام به درون دالان صحن فشار ميآوردند. 
در اين شلوغي پوست ساق پايم خراش برداشت كه ناچاراً از طرف كوچه و بازار به خانه برگشتم ، همينطوري كه داشتم ميرفتم دلم شكست ، گفتم : بهتر است كه به حرم  حضرت ابوالفضل (ع) مشرف شوم ، و عرض حال كنم .



دوشنبه 19 آبان 1393 

در موقعي كه سرپرستي حوزه علميه اراك رابه عهده داشتند براي حضرت آية اللّه حاج مصطفي اراكي نقل فرموده بودند.
هنگامي كه من در كربلا بودم شبي كه شب سه شنبه بود در خواب ديدم شخصي به من گفت :
شيخ عبدالكريم كارهايت را انجام بده سه روز ديگر خواهي مرد.

 

 188.jpg


من از خواب بيدار شدم و متحير بودم گفتم : البته خواب است و ممكن است تعبير نداشته باشد.
روز سه شنبه و چهارشنبه مشغول درس و بحث بودم تا خواب از خاطرم رفت روز پنج شنبه كه تعطيل بود با بعضي از رفقاء به طرف باغ مرحوم سيد جواد رفتيم در آنجا قدري گردش و مباحثه علمي نموديم تا ظهر شد ناهار را همانجا صرف كرديم پس از ناهار ساعتي خوابيديم .



دوشنبه 19 آبان 1393 

همواره با ورق زدن صفحات تاریخ، نقاط تاریک و مبهم روشن شده و مسائل بسیاری برای انسان حل می‌گردد برای بررسی چگونگی شکل‌گیری واقعه‌ى عاشورا نیز، سیر در تاریخ اسلام ولو به طور اجمال، ضروری است.

باید دانست که از همان آغاز علنی شدن دعوت به اسلام از سوی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بلکه از اولین روزی که خویشاوندان حضرت به پذیرش اسلام دعوت شدند؛ امر سرپرستی و ولایت امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام از طرف آنحضرت اعلام گردید سینه‌ها و دلهای سرشار از ظلمت و تاریکی قریش که پرده‌های جهل و نفاق و نادانی و بغض و عداوت را بر تاریک خانه‌ی اندیشه و بصیرت خود افکنده،‌از کینه و عناد و حسد نسبت به علی علیه‌السلام مملو گردید .
با سفارشهای مکرر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در مورد اهمیت ولایت آن بزرگوار پیوسته بر آن عناد و حسد افزوده شد. با تصمیم سران مکّه در مورد به قتل رساندن رساندن حضرتش و فرمان آن حضرت به امیر‌المؤمنین علیه‌السلام مبنی بر خوابیدن در رختخواب آنجناب، زمینه‌ی بیشتری جهت تشدید دشمنی با اهل بیت پیغمبر (صلی الله علیه و آله) فراهم شد .
در دومین سال هجرت، جنگ مهم و حساس بدر،‌میان مسلمین و کنار اتفاق افتاد و با وجود کمی تعداد مسلمانان ،‌مشرکین  ضربه‌ی سختی از مسلمانان خورده و شکست خوردند. ۷۰ نفر از آنها کشته شدند که ۳۶ نفر آنها به دست حضرت علی علیه‌السلام کشته شدند که افراد سرشناس مشرکین قریش از آن جمله بودند .
در سال سوم نیز در جنگ احد علمدار مشرکین طلحه بن ابی طلحه و برادرش مصعب به دست توانای آنحضرت به هلاکت رسیدند .
جنگ خندق و هلاکت نامی‌ترین سواران عرب،عمروبن عبدود و نوفل بن عبدالله ، آتش بغض و دشمنی را بیش از پیش در دلهای تاریک قریش شعله ور تر ساخت. رد خواستگاری افراد مختلف جهت ازدواج با بانوی گرامی اسلام دختر رسول خدا ( صلی الله علیه وآله ) فاطمه‌ی زهرا ( سلام الله علیها) و تزویج آن بانو با حضرت علی ( علیه‌السلام)،‌عامل دیگری بود که شعله‌های خشم و کینه وحسد را در سینه‌های قریش بیش از پیش برافروخت.
محبوبیت حضرت علی (علیه‌السلام) در نزد رسول خدا و فضائل بی حساب او:‌از سبقت در اسلام،‌فتح خیبر، جریان مباهله حدیث منزلت،‌سرّ همه ابواب مسجد النبی جز باب آنحضرت  و … و نزول آیات بی شماری مانند آیه‌ی « اِنَّما ولیُّکُمُ الله …»  
آیه‌ی تبلیغ ،‌ آیه تطهیر ، آیه مودّت  ،‌سوره‌ی هل اتی، سوره‌ی عادیات و هزاران فضیلت و منقبت دیگر عواملی برای تشدید این آتش خشم و عداوت شد و همواره دنبال فرصتی بودند تا آنچه دردل خود انباشته کرده‌اند را بیرون بریزند.
وجود این کینه‌ها از یک طرف و کمبود یاران توانمند و مخلص و به شهادت رسیدن عده‌ای از آنان در جنگهای مختلف از سوی دیگر، پایه‌ی ظلم و ستم بر خاندان رسالت را بعد از وداع پیامبر از این دنیا پی ریزی کرد. براستی اگر این زمینه‌ها و این کینه‌ها و عداوت‌ها نبود چگونه گروهی اندک جسارت مقابله با مردی را می‌یافتند که می‌فرمود: اگر  تمام عرب مقابل علی بایستند علی به آنها پشت نخواهد کرد.



 

شیعیان ، اعتقاد دارند که نصب امام و جانشین پیامبر به دست خداوند است و مردم اجازه دخالت در انتخاب امام ندارند ؛ همان طوری که انتخاب پیامبر به دست خداوند است و مردم حق انتخاب نبی را ندارند .

 


در قرآن کریم آیات بسیاری وجود دارد که این مطلب را ثابت می‌کند . خداوند کریم در باره امامت حضرت ابراهیم علیه السلام می‌فرماید : 
إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماما . البقره / ۱۲۴ . 
من تو را امام و پیشواى مردم قرار دادم‏ !
و نیز می‌فرماید :
وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَ یَعْقُوبَ  وَ کلاًُّ جَعَلْنَا نَبِیًّا . مریم / ۴۹ .
ما اسحاق و یعقوب را به او بخشیدیم و هر یک را پیامبرى (بزرگ) قرار دادیم !
طبق این آیه ، جعل امامت حضرت ابراهیم به دست خدا بوده است ؛ همان طوری که جعل نبوت او به دست خدا بود ؛ اما هیچ آیه در قرآن وجود ندارد که انتخاب نبی و امام را به دست مردم سپرده باشد .
و نیز شیعیان اعتقاد دارند همان طوری که پیامبران الهی برای اثبات نبوت و رسالت  نیاز به  ارائه معجزه و کرامات خارق العاده داشتند ، اوصیاء و جانشینان آنان نیز باید برای اثبات امامت خویش از کرامت و معجزه استفاده می کردند و گرنه سخن آنان پذیرفته نشده و قابل تصدیق نیست .
و ائمه اهل بیت علیهم السلام ، هر کدام دارای معجزات و کراماتی بوده اند که افراد با دیدن آن ها از ائمه ، سخن آنان را پذیرفته و به امامت آنان تن می دادند .
حضرت سید الشهداء علیه السلام امام سوم شیعیان ، دارای معجزات  و کرامات زیادی در زمان حیاتشان و حتی بعد از شهادتش بوده که این معجزات ثابت می کند ، آن بزرگوار ، امام بر حق و منصوب از جانب خداوند و جانشین شایسته بعد از برادرش امام حسن علیه السلام است ؛ زیرا محال است خداوند این معجزات و کرامات را به دست نا اهلان و مدعیان دروغین ولایت الهی بسپارد و نعوذ بالله با در اختیار قرار دادن این معجزات به دست آن ها زمینه های گمراهی مردم را مهیا سازد .
ما در این مختصر ، سعی می کنیم به معجزاتی از امام حسین بپردازیم که بعد از شهادت آن حضرت در عالم اتفاق افتاده است ، معجزات منحصر به فردی که عقل هر عاقلی را مبهوت کرده می کند . بی تردید ، هر یک از این معجزات برای روشن شدن حقیقت برای حق پرستان و کسانی که به دنبال هدایت الهی هستند کفایت می کند ؛ البته به شرطی که تعصب های جاهلی را  کنار گذاشته شده و فقط با چشم دل به این معجزات نگریسته شود .
و از آن جایی که شیعیان و پیراوان اهل بیت علیهم السلام به امامت حسین بن علی علیهما السلام و معجزات و کرامات آن بزرگوار یقین دارند و از جانب دیگر ، طرف ما کسانی هستند که نمی خواهند ولایت فرزند رسول خدا را بپذیرند و به جای پیروی از ثقلین ، دنبال رو دشمنان اهل بیت هستند ،  ما سعی می کنیم این معجزات و کرامات را فقط از معتبرترین کتاب ها و از قول برترین عالمان و دانشمندان آن ها نقل و ثابت کنیم تا حجت و برهان بر همه حقیقت جویان تمام شده و راه انکاری باقی نماند .

 



و ما از محرم و عاشورا چه مى دانیم و چه چیزى را به خاطر مى آوریم.
آیا ما از واقعه ى عاشورا چیزى جز طبق هاى زرین نورانى و سیار خیابانى و پرچم و علم، و گاهى نوحه سرایى و طبل و دهل و کرنا تا نیمه هاى شب در خیابانها و معابر عمومى ادامه دارد چیز دیگرى را به خاطر مى آوریم.
آیا شایسته است که فرزند على (ع) را که سالها بخاطر افکار و اندیشه هایش زجر و شکنجه و تبعید، و بى احترامى و توهین، اسارت و شهادت را تحمل نمود، اینگونه بشناسیم.
آیا این نوع شناخت ما از این شخصیت بى نظیر تاریخ، که دنیاى اسارت و دورویى و نیرنگ و تملق و جاه طلبى
را با اسارت زینب (س) و زینبها و شهادت عزیزترین یارانش به دنیاى آزادى و آزادمردى بدل نمود و معلم آزادى و عدالت و ابراز عقیده گردید، توهین و ناسپاسى نیست.
چرا عاشورا را با افکار و اندیشه هاى واقعى حسین (ع) و زینب (س) و على (ع) نشناسیم و عرضه ننماییم.
چرا نمى خواهیم سنتهاى عرفى غلط و تعصباتى را که هر روز و هر سال ما را بسوى تجمل پرستى و ظاهر گرایى سوق مى دهد و افکار و اندیشه هاى نوین قیام عاشورا به زیر خروارها خاکستر مدفون مى کند، کنار بگذاریم تا واقعیت قیام عاشورا محقق و نمایان گردد.



دوشنبه 19 آبان 1393 

آمار نهضت عاشورا

ـ مدت قیام امام سحین از روز امتناع از بیعت با یزید، تا روز عشاورا ۱۷۵ روز طول کشید ۱۲ روز در مدینه، ۴ ماه و ۱۰ روز درمه، ۲۳ روز بینراه مکه تا کربلا و ۸ روز در کربلا (۲ تا ۱۰ محرم)
ـ فاصله منزل ها با هم سه فرسخ و گاهى پنج فرسخ بود
ـ منزل هاى میان کوفه تا شام ۱۴ منزل بودکه اهل بیت را در حال اسارت از آنها عبور دادند
ـ نامه هایى که از کوفه به امام حسین در مکه رسدى و او را دعوت به آمدن کرده بود ۱۲۰۰۰ نامه بود
ـ بیعت کنندگان با مسلم بن عقیل در کوفه ۱۸۰۰۰ نفر، یا ۲۵۰۰۰ نفر و یا ۴۰۰۰۰ نفر گفته شده است
ـ شهداى کربلا از اولاد ابى طالب که نامشان در زیارت ناحیه آمده است ۱۷ نفر، شهاى کربلا از اولاد ابى طالب که نامشان در زیارت ناحیه نیامده ۱۳ نفر. سه نفر هم کودک از بنى هاشم شهید شدند، جمعا ۳۳ نفر. این افراد به این صورت اند: امام حسین ۱ نفر، اولاد امام حسین ۳ نفر، اولاد على علیه السلام ۹ نفر، اولاد عقیل ۱۲ نفر، اولاد جعفر ۴ نفر، ـ غیر از امام حسین علیه السلام و بنى هاشم، شهیدایى که نامشان در زیارت ناحیه مقدسه و برخى منابع دیگر امده است ۸۲ نفرند. غیر از آنان، نام ۲۹ نفر دیگر در منابع متأخرتر آمده است.
ـ جمع شهداى کوفه از یاران امام ۱۳۸ نفر. تعداد ۱۴ نفر از این تعداد غلام بوده اند.
ـشهدایى که سرهایشان بین قبایل تقسیم شد و از کربلا به وفه بردند ۷۸ نفر بودند. تقسیم سرها به این صورت بود قیس بن اشعث، رئیس بنى کنده ۱۳ سر، شمر رئیس هوازن ۱۲ سر، قبیله بنى تمیم ۱۷ سر، قبیله بنى اسد ۱۶ سر، قبیله مذحج ۶ سر، افراد متفرقه از قبایل دیگر ۱۳ سر.
ـ سیدالشهداء هنگام شهادت ۵۷ سال داشت.
ـ پس از شهادت حسین علیه السلام ۳۳ زخمى نیزه و ۳۴ ضربه شمشیر، غیر از زخم هاى تیر بر بدن آن حضرت بود.
ـ شرکت کنندگان در اسب تاختن بر بدن امام حسین علیه السلام ۱۰ نفر بودند.
ـ تعداد سپاه کوفه ۳۳ هزار نفر بودند که به جنگ امام حسین علیه السلام آمدند. آنچه در نوبت اول آمد تعداد ۲۲ هزار نفر بودند به این صورت: عمر سعد با ۶۰۰۰، سنان با ۴۰۰۰، عروه بن قیس با ۴۰۰۰، شمر با ۴۰۰۰، شبث بن ربعى با ۴۰۰۰، آنچه بعدا اضافه شدند: یزید بن رکاب کلبى با ۲۰۰۰، حصین بن نمیر با ۴۰۰۰ مازنى با ۳۰۰۰، نصر مازنى با ۲۰۰۰ نفر،
ـ سیدالشهدا، روز عاشورا براى ۱۰ نفر مرثیه خواند و در شهادتشان سخنانى فرمود و آنان را دعا، یا دشمنان آنان را نفرین کرد. اینان عبارتند از: على اکبر، عباس، قاسم، عبدالله بن حسن، عبدالله طفل شیرخوار، مسلم بن عوسجه، حبیب بن مظاهر، حر بن یزید ریاحى، زهیر بن قین و جون و در شهادت دو نفر بر آنان درودو رحمت فرستاد. مسلم وهانى.
ـ امام حسین علیه السلام بر بالین ۷ نفر از شهدا پیاده رفت: مسلم بن عوسجه، حر، واصح رومى، چون، عباس، على اکبر، قاسم.
ـ سر سه شهید را روز عاشورا به جانب امام حسین علیه السلام انداختند: عبدالله بن عمیر کلبى، عمرو بن جناده، عاس بن ابى شبیب شاکرى.



 

 

 

امام حسین (عليه السلام) : ای پسر آدم همانا تو مانند روزگاری ، هر روزی که بر تو بگذرد قسمتی از عمرت کاسته و کم میگردد.  ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 98

امام حسین (عليه السلام) : هرکس زبانش راستگو باشد کردارش پاکیزه باشد و هرکس نیت خیر داشته باشد روزیش فراوان گردد و هرکس با زن و بچه اش خوشرفتار باشد عمرش طولانی شود.  ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 323

امام حسین (عليه السلام) : فقیران و تهی دستان مومنان چهل سال زودتر از ثروتمندان وارد بهشت میشوند ، امام (عليه السلام) برای درک بیشتر این موضوع مثالی را هم بیان فرمودند : مانند دو کشتی که از گمرک می گذرند ، مامور وصول گمرک به آن دو کشتی نگاه میکند و یکی از آنها را پر از بار می بیند و دستور می دهد آنرا نگه دارید.  ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 370

امام حسین (عليه السلام) : ایمان بنده مومن کامل نمیشود مگر اینکه در او چهار خصلت باشد : 1.اخلاقش نیکو باشد ، 2.بخشنده باشد ، 3.از گفتن حرفهای زیادی خودداری کند ، 4.زیادی مالش را انفاق کند.  ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 454

امام حسین (عليه السلام) : در حال رفتن به کربلا فرمودند : من مرگ را نمی بینم جز سعادت ، و زندگی با ستمگران را نمی بینم مگر ستوه و بی قراری.  تحف العقول صفحه 176

امام حسین (عليه السلام) در حال رفتن به کربلا فرمود : این دنیا تغییر کرده و منفور شده است ، خوبیهایش رفته ، و باقی نمانده از دنیا مگر ته مانده ای همچون کاسه ای که در ته آن مختصری بماند.مختصر زندگی بی ارزشی همچون چراگاه خطرناک ، مگر شما مشاهده نمی کنید که به حق عمل نمی کنند و از باطل گریزان نیستند ، باید مومن دل به دیدار پروردگار خود ببندد در حالی که طالب حق است.من مرگ را جز حیات و زندگی نمی بینم و زنده ماندن با ستمگران را جز بدبختی ، مردم بنده دنیایند و دین بر سر زبانهای آنها آویزان است  آن را می چرخانند بر محور زندگی خود ، وقتی به وسیله بلا آزمایش شدند دین داران کم خواهند بود ( دین لقلقه زبانشان است و در مواقع آزمایش الهی دین ندارند ).  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 109 )

امام حسین (عليه السلام) : امام (عليه السلام) به مردی که غیبت شخصی را در نزد آنجناب می کرد فرمود : از این کار خودداری کن ، غیبت و بدگویی پشت سر دیگران ، خوراک سگهای جهنم است.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 109 )

امام حسین (عليه السلام) : گروهی خدا را می پرستند به جهت آرزوی بهشت ، این عبادت تاجران است ، گروهی خدا را میپرستند از ترس جهنم ، این عبادت بردگان است ، گروهی خدا را میپرستند به شکرانه نعمتهایش ، این عبادت آزادمردان است و این بهترین عبادت است.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 110 )






( کل صفحات : 10 )    1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   


آمار وبلاگ
  • کل بازديد : 12785
  • تعداد کل نظرات : 0
  • تعداد کل پست ها : 91
  • تاریخ ایجاد وبلاگ :
    یک شنبه 2 آذر 1393 
  • آخرين بروز رساني :
    یک شنبه 2 آذر 1393